X
تبلیغات
رایتل

پوری و سوری در سرزمین عجایب

یکشنبه 4 خرداد 1393 ساعت 01:56

ما خوب میشیم?


این روزها حالو روزم یکم عجیب و غریبه....یه وقتایی انرژیم فول فوله در حدی که اگه ولم کنی از دیوار صاف، میرم بالا...بعدش یهو انگار یه سوزن بهم میزنی و بادم خالی میشه....فکر کنم دچار افسردگی ،شیدایی شدم....

خرید کردن برای خونه رو خیلی دوست دارم.با پوری رفته بودیم فروشگاه تا خرید کنیم، از قضا تو حالت شیدایی بودم.بین قفسه ها، هی برای پوری ادا در میاوردم یا مثلا دستمو مثل تفنگ میکردم و میگرفتم سمت پوری و بهش شلیک میکردم.قفسه بعدی که میخواستیم بریم، اطرافمو مثل این پلیسای تو فیلم نگاه میکردم و بعد آروم به پوری میگفتم بیا...اونم آروم و با احتیاط میومد.یعنی خوشم میاد با شیدایی های من همکاری لازم رو به عمل میاره.ممنون پوری که درکم میکنی.جالب اینجاست که تو همون حالت شیدایی در حالی که اطرافمون کسی نبود و مثلا تفنگ تو دستم بود و داشتم پلیس بازی در میاوردم، یهو از بین قفسه ها، یه آشنای قدیمی ظهور میکنه و منو تو این حالت میبینه.اون لحظه دوست داشتم پودر ماشین لباسشویی میشدم و میرفتم تو قفسه ها.

پوری هم جدیدا دچار آلزایمر شده.رفته بودیم بیرون غذا بخوریم، بهش میگم پوری جان، وقتی میخوای نوشیدنی سفارش بدی، یکی برای خودت  سفارش بده.من چیزی نمیخوام.میگه چشم.دو دقیقه بعد که آقاهه ازش میپرسه نوشیدنی?میگه دو تا دلستر.یکی هلو، یکی لیمو....منم یهو فکم افتاد.گفته بودم که نمیخوام.خب حالا اشکال نداره.ولی این قسمت لیمو و هلو رو کجای دلم بذارم آخه?اینارو از کجا آورده بود?بهش میگم پوری، میدونی چیه?دل نمیدی به حرفم که اینجوری میشه.حالا برای اینکه یادت باشه دل بدی به حرفم، هر دورو خودت بخور.بنده خدا با یه مشقتی هر دو رو میخوره.بعدش میگه، حالا میشه از معده من یه عکس خوب گرفت.توش پر از گازه عکسش خوب میشه. 

بهش گفتم پوری، هر وقت آلزایمرت حاد شد، تورو خدا منو فراموش نکن.اصلا همین الان اسم منو تو کاغذ بنویس بذار تو جیبت تا منو یادت نره. 

الان هم تو شیدایی به سر میبرم.



نظرات (4)
ای خدا سوری مردم از خندهدختر چقدر شیطونی ماشاا...
بنده خدا آقا پوری چی کشیده سر اون فراموشی
یکشنبه 4 خرداد 1393 ساعت 18:55
پاسخ:
آره بنده خدا.البته برا پوری هم بد نشد زیاد.دلستر دوست داره
احیاناً به این قضیه فکر نکردی که امکان داره از دوربین‌های فروشگاه همه اون لحظه‌ها مشاهده بشه؟!!!!

به این تیکه‌اش فکر نکرده بودی عزیزم؟!

از این به بعد دقت کن!

اما این حالت‌های شیدایی خیلی به درد آدم میخوره، به نظر منم آدم زندگی رو دیگه خوب نیست خیلی خیلی جدی بگیره!

تنها انتقامی که میشه از این زندگی گرفت خند، خوشحالی، شاد بودن و همین حالت‌های شیداییه!

خوش باشید ...
پنج‌شنبه 8 خرداد 1393 ساعت 22:04
پاسخ:
بله سپیده جان.میدونستیم که دوربین داره.شیداییه دیگه....خاصیت شیدایی همینه.
خیلی پست بانمکی بود.

همیشه شیدایی باشی
جمعه 9 خرداد 1393 ساعت 14:11
پاسخ:
مرسی جیکو
+ عروس مهاجر http://goodfate.blogfa.com
شوهره منم اینجوریه
خیلى فراموشکاره
چهارشنبه 14 خرداد 1393 ساعت 07:29
پاسخ:
جدی?پس درکم میکنی.بد دردیه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :